یکی بز به گرگی ز بامی بلند

سخن گفت نالایق و ناپسند

ز پایین به حسرت چنین گفت گرگ

تو را بام بنموده این سان دلیر

فرو تر اگر آیی و ایستی

من آنگه بگویم که تو کیستی

بسی دون که گردد دلیر از مقام

چو آن بز که شد بر هوا روی بام