جانا قيام كن كه نمازت نماز نيست

راهي دراز داري و عمرت دراز نيست

رويت به كعبه باشد و دل سوي بتكده

حرف نياز هست و خلوص نياز نيست

مردان حق ز شعله­ي هر آيه سوختند

در ناله­هاي سرد تو سوز و گداز نيست

در سجده سر به خاك گذاري ولي چه سود؟

هر كس كه سر به سجده نهد اهل راز نيست

ما خود به شهر دل در توفيق بسته­ايم

ورنه براي اهل دعا در، فراز نيست

گل مي­كند درخت عبادت به فيض اشك

بي­گريه، قيل و قال دعا چاره­ساز نيست

بر لب سپاس خالق و در دل، اميد خلق

خود آيتي ز شرك بود، اين نماز نيست